<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>قره نی</title>
<link>https://64takey.blogfa.com</link>
<description>مثِ بارون رو تن دشتای تفته /////    یه نفر تو گوش من اسمتو گفته</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 22 Feb 2021 23:22:48 +0100</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>https://64takey.blogfa.com/post/136</link>
<description>شبهای درازی را بر دامنه ی غم ایستاده ام و افقی دور را تماشا کرده ام در سکوتی وهم انگیز با شهاب هایی که هراسناک می گریزند بی که آرزویی کرده باشم شبهای درازی با چند ستاره ی قرمز به گداختگی آتشی که آخرین نفس هایش را می کشد گاهی گریستن خوب است خدا آدمی را دوست داشت که اشک را آفرید . ساعت ۲ و ۲۶ دقیقه نیمه شب دوشنبه ۴ اسفند ۹۹</description>
<pubDate>Mon, 22 Feb 2021 23:22:48 +0100</pubDate>
<dc:creator>64takey</dc:creator>
<guid>64takey.blogfa.com/post/136</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://64takey.blogfa.com/post/123</link>
<description>تنهایی چیز عجیبی ست آدمها در تنهایی سنگ ها تراشیده اند تومار ها نوشته اند داستان ها ساخته اند اما... انگار یک جای کار همیشه می لنگد شاید جای خالی چیزی ست که پر نشده چیزی که نیست انسانی با یک جای خالی یکی یکی جفت جفت گروه گروه تنهاییم احساسی که ترجمه نمی شود به بیان نمی آید زمان زیادی در خودمان گوشیهای مان نوشته های مان گاهی کتابهایمان زمان زیادی تنهاییم از روزی که زاده می شویم تا روزی که می میریم</description>
<pubDate>Tue, 15 Aug 2017 17:15:20 +0100</pubDate>
<dc:creator>64takey</dc:creator>
<guid>64takey.blogfa.com/post/123</guid>
</item>
<item>
<title>روزهاست در این اتاق باران نمی بارد</title>
<link>https://64takey.blogfa.com/post/122</link>
<description>سلام امیدوارم حال همه خوب باشه و در سلامتی کامل به سر ببرین پس از یک سال و نیم بالاخره میخوام قره نی رو بروز کنم تو این مدت مشغله کار و زندگی مجال شعر نمیداد تقریبا ۲ سال چیز خاصی ننوشتم تک و توک یه چیزایی تو یادداشتای گوشیم پیدا میشه ولی حالشو نداشتم رو کاغذ بنویسم شایدم به نظرم چندان جالب نبوده و ارزش نوشتن نداشته بگذریم اینا رو گفتم که گفته باشم از خشکسالی اومدم اگه دیدین شعر چندان جون نداره دلیلش کم کاریه و به قولی خشکسالی - - - سهمی برای تو از این باغ</description>
<pubDate>Mon, 03 Jun 2013 17:05:00 +0100</pubDate>
<dc:creator>64takey</dc:creator>
<guid>64takey.blogfa.com/post/122</guid>
</item>
<item>
<title>تو چه میدانی ؟!!</title>
<link>https://64takey.blogfa.com/post/121</link>
<description>سلام چیزی که امروز میذارم که بخونین نمیدونم چیه نثره ؟ شعره ؟ یه نثر شعرآلوده ؟ یه شعره نثرآلوده ؟ نمیدونم ولی دوست دارم درباره ش نظر بدین هم فرم و زبان و ... و هم محتوا و مضمون مرسی - - - - دخترها - عروس ها - مادرها مادرها - دخترها - عروس ها از کجای این چرخه چرخ می خوریم به زندگی ؟! جایی که دنیا روی پوست خربزه راه می رود در میله های راه راه ... دارها... داراها و ندارها ... خودم را متهم می کنم که حکمم بریده شده با همان تیغی که ناف تو باید به فکر شیر بود و</description>
<pubDate>Mon, 24 Oct 2011 13:42:00 +0100</pubDate>
<dc:creator>64takey</dc:creator>
<guid>64takey.blogfa.com/post/121</guid>
</item>
<item>
<title>روزمرگی - ...</title>
<link>https://64takey.blogfa.com/post/119</link>
<description>ناخواسته پس از مدتها بروز شد عکسهایی از طبیعت گلستان روزهایی که آب رفته اند سالهایی که خشک شده اند بشمار روزهای بودنم را در سالهایی که نبوده ای اتهام تازه ای نیست ، کشتن زنی با چمدانهای بسته کفشهای جفت شده و راه باز و جاده ی دراز اتهام کمی نیست! محکومند جاده هایی که رفته ای روزهایی که خندیده ای شبهایی که گریسته ای محکومند به اتهام کشتن زنی ب ا چشمهای آب گرفته و روزهای آب رفته ... باران می بارد چترها ترانه های عاشقانه اند و من بی که چتری باشد بارانی روزهایم</description>
<pubDate>Mon, 12 Sep 2011 08:18:00 +0100</pubDate>
<dc:creator>64takey</dc:creator>
<guid>64takey.blogfa.com/post/119</guid>
</item>
<item>
<title>شاید ...</title>
<link>https://64takey.blogfa.com/post/118</link>
<description>سلام تابستونه بفرمایین هندونه و اما ... نمیخوام فرشته باشم دیگه سخته مهربونی سخته با وجود کینه توی قلب من بمونی جا واسه ترانه هات نیس ته سمفونی ت سکوته نت آخرین دروغت مث ِ آهگ هبوطه نه دیگه فرشته نیستم من بهشتتو نمیخوام آتیش دلم گواهه لب این چشمه نمیام نه خیال کنی که تنها یه شکار زار و لنگم آهوی دشت تو بودم ؟! حالا یک بیشه پلنگم - - - - - - معمولی کلمه ای وابسته در جمله ای باشی یا جمله ای در روزنامه ای کاهی یا برگ ِ تره ای میان سبزی-کاری معمولی جایی که</description>
<pubDate>Mon, 04 Jul 2011 07:12:00 +0100</pubDate>
<dc:creator>64takey</dc:creator>
<guid>64takey.blogfa.com/post/118</guid>
</item>
<item>
<title>بالا که می روم ...</title>
<link>https://64takey.blogfa.com/post/117</link>
<description>سلام سلام سلام تابستونه و گرما و امتحاناااااااااااااااااااااات ... خب اونا که دارن حالشو ببرن ( منظورم امتحان بود ) خوبم امیدوارم خوب باشین - - - - از یک لبخند ساده تا غمی که مرا به دنیا آورده است چاهی ست بالا که می روم ، کودکی ام قاه قاه می خندد - قاه قاه می خندد و درختان را گل ها را باد را جهان را می خنداند دویدن ، بازی گاه به گاه باد است نگاه که میکنم ، زمان ایستاده و زمین هم آغوش آسمان خداست که نقاشی می کند و آبرنگش به اندازه ی تمام خواب هایم رنگی ست</description>
<pubDate>Mon, 06 Jun 2011 09:01:00 +0100</pubDate>
<dc:creator>64takey</dc:creator>
<guid>64takey.blogfa.com/post/117</guid>
</item>
<item>
<title>شورانده آهو چشم بی تاب تماشا را- این پست یکم طولانیه - شعراشم بخونبن</title>
<link>https://64takey.blogfa.com/post/116</link>
<description>این جواب به کامنت یه بنده خداست که فوق لیسانس داره ! البته هیچ ایمیل یا نشونی دیگه ای نذاشته بود که جواب بدم ماجرا از این قراره که پیرارسال رفته بودیم اردو جهادی یه روستای محروم مام شرح اوضاع اونجا رو تو چند خط نوشتیم گذاشتیم وبلاگ حالا یکی از اهالی اونجا که به قول خودش فوق لیسانس داره کامنت گذاشته و ضمن مقادیری فحش گفته چرا دروغ میگی !!!! میتونستم بذارم به حساب هرزنامه هایی که هرازگاهی واسه هرکسی میاد ولی گفتم نه بابا ناسلامتی طرف فوق لیسانس داره لابد</description>
<pubDate>Sun, 17 Apr 2011 10:54:00 +0100</pubDate>
<dc:creator>64takey</dc:creator>
<guid>64takey.blogfa.com/post/116</guid>
</item>
<item>
<title>باران می بارد با چتر بیایید</title>
<link>https://64takey.blogfa.com/post/115</link>
<description>خبری نیست باد ایستاده است تماشا میکند باران می بارد باران می بارد مدام توی این شعر باران می بارد با چتر بیایید ! - - - پیشاپیش عیدتون مبارک</description>
<pubDate>Sat, 12 Mar 2011 06:43:00 +0100</pubDate>
<dc:creator>64takey</dc:creator>
<guid>64takey.blogfa.com/post/115</guid>
</item>
<item>
<title>محرم- بسم الله</title>
<link>https://64takey.blogfa.com/post/114</link>
<description>تشنگی از حواس زمین پرت میشود به متن کشیده می شوی با حاشیه ی قرمز وقتی آب از چشم شعر می افتد کنار نام تو - بیعت نکردی با شیاطین ای خدای عشق ای روح معصوم صدا در ربنای عشق - جوشید در خون تو صد خورشید ، روشن شد : زنجیر شب هرگز نمی پاید به پای عشق - می آیی و با رستخیزت سرخ میبالند هفتاد و دو سرو تناور در هوای عشق - تعبیر خواب یوسف مصری همین حالاست هفت آسمان در سجده و آذین برای عشق - با ما زمین سرد هم خورشید میرقصد در جارده قرن شناور در فضای عشق - سالار هفتاد و</description>
<pubDate>Tue, 07 Dec 2010 05:12:00 +0100</pubDate>
<dc:creator>64takey</dc:creator>
<guid>64takey.blogfa.com/post/114</guid>
</item>
</channel>
</rss>
