بالا که می روم ...

سلام
سلام
سلام
تابستونه و گرما و امتحاناااااااااااااااااااااات ...
خب اونا که دارن حالشو ببرن ( منظورم امتحان بود
)
خوبم
امیدوارم خوب باشین
-
-
-
-
از یک لبخند ساده
تا غمی که مرا به دنیا آورده است
چاهی ست
بالا که می روم ،
کودکی ام قاه قاه می خندد
-
قاه قاه می خندد
و درختان را
گل ها را
باد را
جهان را می خنداند
دویدن ، بازی گاه به گاه باد است
نگاه که میکنم ، زمان ایستاده
و زمین هم آغوش آسمان
خداست که نقاشی می کند
و آبرنگش به اندازه ی تمام خواب هایم رنگی ست
...
بالا که می روم ...
با
لا
که می روم ...
-
-
-
-
و یه کار قدیمی
-
دخترها به مُـنجق دوزی می افتند
پیرزن ها به پشم ریسی
و من به سرفه می افتم
وقتی دود اسفند در مُـشک می پیچد
هلهله می شود
و روی منجق ها
عروس ها پیر می شوند کم کم
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۱ ق.ظ توسط طوبی
|