شبهای درازی را بر دامنه ی غم ایستاده ام و افقی دور را تماشا کرده ام

در سکوتی وهم انگیز با شهاب هایی که هراسناک می گریزند بی که آرزویی کرده باشم 

شبهای درازی

با چند ستاره ی قرمز

به گداختگی آتشی که آخرین نفس هایش را می کشد

 

گاهی گریستن خوب است

خدا آدمی را دوست داشت که اشک را آفرید .

 

 

 

 

ساعت ۲ و ۲۶ دقیقه نیمه شب دوشنبه ۴ اسفند ۹۹