شبهای درازی را بر دامنه ی غم ایستاده ام و افقی دور را تماشا کرده ام
در سکوتی وهم انگیز با شهاب هایی که هراسناک می گریزند بی که آرزویی کرده باشم
شبهای درازی
با چند ستاره ی قرمز
به گداختگی آتشی که آخرین نفس هایش را می کشد
گاهی گریستن خوب است
خدا آدمی را دوست داشت که اشک را آفرید .
ساعت ۲ و ۲۶ دقیقه نیمه شب دوشنبه ۴ اسفند ۹۹
+ نوشته شده در سه شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۲۲ ق.ظ توسط طوبی
|